تبليغاتX
ما اگر مستیم بی گمان هستیم

ما اگر مستیم بی گمان هستیم

عادت

نمی دونم این جه عادتیه که وقتی یه نفر رو دوست داری منتظره بهش بگی که دوسش داری ؟

اما تو !

آره با تو هستم !

اگه منتظری که بهت بگم دوستت دارم ،باید بگم این انتظار محالیه ......

چون من هیچوقت این جمله رو به زبون نمی آرم ، چون دوست دارم خودت بفهمی ،

درک کنی ،احساس کنی ،

از چشمام بخونی که

دوستت دارم.............

لا اقل تا وقتی خودت اینو درک نکنی من به زبون نمیآرم

............


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در سه شنبه نهم آبان 1385 ساعت 20:55 موضوع | لینک ثابت


نمی دونم

نمی دونم از شب بنویسم  که مایه ی آرامشه  یا از روز که با خودش شادی و تحرک می آره؟

نمی دونم از بهار بنویسم که موسم گل و وصل و طربه     یا از پاییز که فصل سرد خزون و جداییه؟

نمی دونم از آب بنویسم که مایه ی حیاته یا از آتش که لبریز از حرارت و زندگیه؟

نمی دونم از غنچه بنویسم که امید به آینده داره یا از گل که عشق به گذشته و پاکی و لطافت حال رو داره؟

اما می دونم که شب و روز ،در بهار وپاییز ،بر روی موج آب و شعله آتش ،

از تو می نویسم  و غنجه را به همراه یه شاخه گل تقدیمت می کنم  تا امید ،عشق ، صداقت ، پاکی ، و لطافت رو

بهت داده باشم......


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در سه شنبه نهم آبان 1385 ساعت 20:49 موضوع | لینک ثابت


دزد دل

 

سلام به تنها کسی که همیشه گوش دلم منتظر شنیدن حرفهاش ،نصیحت هاش ،و زمزمه های عاشقانش هست

سلام به تنها کسی که تونست قلتم رو بدزدد ولی هیجوقت نتونست و نخواست که قلبم رو

واسه خودش نگه داره

فقط اونو دزدید برای یه لحظه ،برای یه هوس ،وبرای شکستنش......

امیدوارم هیجوقت هیچکسی قلبت رو لحظه ای ،از رو هوس و برای شکستن تسخیر نکنه!!!!!!!


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در سه شنبه نهم آبان 1385 ساعت 20:4 موضوع | لینک ثابت


JavaScript Codes

JavaScript Codes

explorer blog

< > < <
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت
> <

قالب و كدهاي جاوا >