تبليغاتX
ما اگر مستیم بی گمان هستیم

ما اگر مستیم بی گمان هستیم

با عشق

چيه دلم،گرفتي واسه چي داري گريه ميکني ؟چيه دلم،شکستي واسه کي داري گريه ميکني ؟چيه دلم، غريبي چي ديدي داري گريه ميکني ؟ميگي گذاشته رفته اوني که مثل نفس تو بودميگي دلتُ شکسته اوني که همه ي کس توبودميگي ديدي نموندش پاي همه ي حرفهايي که زده بوددل من ميدونم داري ديوونه ميشيامابازبي خيالش دل من ميدونم داري ويرونه ميشي اما بازبي خيالش


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در جمعه چهاردهم مهر 1385 ساعت 22:14 موضوع | لینک ثابت


رها

در بازار بورس قلب تو
چند سهم بايد خريد
تا ضربان به ظاهر منظمش
حتي ذره اي از سرمايه عشقم نسبت به تو را ...
به باد فنا ند هد؟!!!


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در جمعه چهاردهم مهر 1385 ساعت 21:52 موضوع | لینک ثابت


رها

..........................تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست
...............دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست
زندگي سنگ شد و قلب مرا ساده شکست............
بشکند دست قضا که پر پروازمو بست


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در جمعه چهاردهم مهر 1385 ساعت 21:23 موضوع | لینک ثابت


زندگی مثل يه ديكته اس

هی می نويسيم،

هی غلط می نويسيم،

هی پاك مي كنيم

دوباره هی می نويسيم،

هی پاك می كنيم

غافل از اينكه

عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 ساعت 22:32 موضوع | لینک ثابت


آشنا

زندگي اجبار است...مرگ انتظار است...عشق يک بار است...فکر تو تکرار است...جدائي دشوار است...کاش گناهي کنم که مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت


آشنا

زندگي اجبار است...مرگ انتظار است...عشق يک بار است...فکر تو تکرار است...جدائي دشوار است...کاش گناهي کنم که مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 ساعت 21:36 موضوع | لینک ثابت


آشنا

تا كه پرسيدم زعقلم عشق چيست****در جوابم اين چنين گفت وگريست *** ليلي ومجنون فقط يك قصه است***** عشق بازي كار عباس عليست


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 ساعت 21:21 موضوع | لینک ثابت


رها

گفتی دوستت دارم گفتی قول میدی برای من بمونی و ترکم نکنی گفتی روی قولت می ایستی همینطور شد ....قولت رو زیر پات گذاشتی روش ایستادی


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 ساعت 21:6 موضوع | لینک ثابت


سلام به آشنا

 خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي .


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 21:33 موضوع | لینک ثابت


جک با حال

http://jok tak

يك روز غضنفر ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه كسي درو باز نميكنه با خودش ميگه فكر كنم در خرابه بهتره زنگ بزنم


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در دوشنبه دهم مهر 1385 ساعت 21:43 موضوع | لینک ثابت


جک با حال

جک

يك روز غضنفر ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه كسي درو باز نميكنه با خودش ميگه فكر كنم در خرابه بهتره زنگ بزنم


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در دوشنبه دهم مهر 1385 ساعت 21:33 موضوع | لینک ثابت


........

برماسه ها نوشتم درياي هستي من از عشق توست سرشار اين را به ياد بسپار


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 14:30 موضوع | لینک ثابت


tarajgarekhazan@yahoo.com

زندگي جز جمع و تفريقي نبود
بهر ما از جمع و تفريقش چه بود
جمع آن وصلي است با تشويش جان
در پي اش تفريق و آهي بيكران


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به جابر

زندگي چيست بگو سوختن است
سوختن و شعله بر افروختن است
در گذرگاه نسيم ايام
شمع جان را شرر آموختن است


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 14:13 موضوع | لینک ثابت


رها

در بازار بورس قلب تو
چند سهم بايد خريد
تا ضربان به ظاهر منظمش
حتي ذره اي از سرمايه عشقم نسبت به تو را ...
به باد فنا ند هد؟!!!+


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 13:44 موضوع | لینک ثابت


به همه ژسرا

واسه گرگاي اين مملكت

 

گرگ سياه بي حيا ، شرم تو از ظلم و ريا
با اون شغال پست پير، سراغ اين گله نيا
گله ما جون نداره تا باز تو قصه ها بره
يا واسه عيش و نوشتون ، بره بي صدا بده
يه عمره با دوز و کلک ، به هر چي خواستين رسيدين
گله رو با جهل سيا ، به هر جا خواستين کشيدين
واسه دووم عيشتون ، يه گله بره سر زدين
نقابتون رو وردارين ، بسه ما رو فريب ندين


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 13:12 موضوع | لینک ثابت


به همه دوستانم

..........................تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست
...............دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست
زندگي سنگ شد و قلب مرا ساده شکست............
بشکند دست قضا که پر پروازمو بست


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 13:9 موضوع | لینک ثابت


برای تندیس تنهایی

من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 13:0 موضوع | لینک ثابت


به تندیس تنهایی

بزن بارون كه داغونم
جنون عشق در خونم
بزن پرپر كنم بارون
كه عمرم شد چنان مجنون
بزن مست وخمارم كن
چو آتيشی به بارم كن
بزن ديوانه و مستم
به اميد تو بنشستم
بزن بارون كه دلخونم
مثال لاله وحشی نشون عشق در خونم
بزن بارون كه گريونم
برای چی چشام بازه
نمیدونم. نمی دونم


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 12:48 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به آشنا

روشن کردن یک شمع بهتر از ملامت کردن تاریکیست


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 0:9 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به آشنای غریبه

يك نصيحت : مواظب خودت باش- يك خواهش اصلاً عوض نشو - يك تمنا : فراموشم نكن - يك دروغ : دوستت ندارم - يك حقيقت : دلم برات تنگ ميشه - يك آرزو : تورو داشتن


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در شنبه هشتم مهر 1385 ساعت 23:5 موضوع | لینک ثابت


با عشق

اگر چون لاله خود را چیده بودم

خدا را در شهادت دیده بودم

ولی ماندم که در حسرت بمیرم

چه می شد من کمی فهمیده بودم؟!


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در شنبه هشتم مهر 1385 ساعت 22:31 موضوع | لینک ثابت


سلام به دوستان

آموخته ام که ؛ وقتي با کسي روبرو مي شويم ؛ انتظار " لبخندي " از سوي ما دارد .

آموخته ام که ؛ لبخند ارزانترين راهي است که مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد .

آموخته ام که ؛ باد با چراغ خاموش کاري ندارد .

آموخته ام که ؛ به چيزي که دل ندارد ، نبايد دل بست .

 آموخته ام که ؛ خوشبختي جستن آن است نه پيدا کردن آن


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در شنبه هشتم مهر 1385 ساعت 22:18 موضوع | لینک ثابت


در گذرگاه خيمه شب بازي ديگر

                            با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد

                                      عشق ها ميميرند

                                   رنگها رنگ دگر ميگيرند

                                    و فقط خاطره هاست

                 كه چه تلخ و شيرين دست نخورده به جاي مي مانند


 

نوشته شده توسط رهـــــــــــا در شنبه هشتم مهر 1385 ساعت 22:3 موضوع | لینک ثابت


JavaScript Codes

JavaScript Codes

explorer blog

< > < <
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت
> <

قالب و كدهاي جاوا >